خدایا این ها را برای تو می نویسم نه برای معشوقی زمینی، دیگر از زمین و
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:26
از صبح صدایت کردم عجیب است ...قبله ام کج نیست یک جای کار اشکال دارد این روزها، هوای من سیاه و سمی ست و من انگار گم شده ام در مه ...در قعر اقیانوسی ژرف و تاریک...در پیله تنهایی ام... زیر آواری از غروب ها ،دلم تب کرده ... خدایا بغض ، گریه، سکوت ، درد، خاطره ها امانم را بریده اند ... دیگر وقت برگشتنم ب...
فاطمه نوشت
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 10:26
گاهی چقد دلتنگ گذشته میشوی .. دلتنگ ادم هایی ک زمانی همدم صحبت هایت بودند . سهیم خنده ها و شادی ها و غم هایت . گاهی چقد دلتنگ پچ پچ های درگوشی توی کلاس میشوم . گاهی چقد دلم تنگ می شود ب اینکه در نیکمت های دوران مدرسه ام بشینم و با دوستانم گپی بزنم .. گاهی چقد زود می گذرد ... چقد ارزو داشتم ک بزرگ شو...
فاطمه نوشت ...
-
تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 1:32
گاهی چقد دلتنگ گذشته میشوی .. دلتنگ ادم هایی ک زمانی همدم صحبت هایت بودند .سهیم خنده ها و شادی ها و غم هایت . گاهی چقد دلتنگ پچ پچ های درگوشی توی کلاس میشوم . گاهی چقد دلم تنگ می شود ب اینکه در نیکمت های دوران مدرسه ام بشینم و با دوستانم گپی بزنم .. گاهی چقد زود می گذرد ... چقد ارزو داشتم ک بزرگ شوم...
صدای آرامش
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 17:37
در دنیا هیچ چیزی به اندازه ی صدای باران و صدای سوختن هیزم آرامم نمی کند ...این روزها به این آرامش محتاجم. + نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:28  توسط 3م2ف آ |
گاهی و فقط گاهی
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 17:37
گاهی دوست دارم مثل باران باشم گاهی مثل اردیبهشت گاهی مثل موج های سرد و سنگین دریا گاهی مثل پاییز و صدای خش خش برگ ها گاهی فقط دوست دارم ، باشم .. ساده مثل خودم!! + نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:35  توسط 3م2ف آ |
خدایا این ها را برای تو می نویسم نه برای معشوقی زمینی ، دیگر از زمین و داشته هایش بیزارم.
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:41
تو را دوست دارمدر این باراندر این سکوت در این تنهاییمی خواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی منتظر...من عبور کنم از کنارتلبخندی بزنم و سلام کنم و تو...
خدایا این ها را برای تو می نویسم نه برای معشوق زمینی ، دیگر از زمین و داشته هایش بیزارم.
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:40
من دلم تنگ می شود برای تودر خلوتگاه خیالم که یخ زده خیال من آبی میکند تورا وخط خطی به غیر توراخدایا ...یک نفس زندگی ...در کنار خودت ...می خواهم...تا ابد.
خدایا این ها را برای تو می نویسم نه برای معشوقی زمینی، دیگر از زمین و داشته هایش بیزارم.
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:40
...کاش در آغوشت برای من هم جایی بود...برای احساساتمبرای نگاه هایمبرای تپش های قلبمبرای نواها و موسیقی هایمبرای دردهایم برای گریه هایمبرای حسرت هایمبرای بغض هایم برای سکوت هایم برای خیال هایمبرای آرزوهایم برای شب هایمبرای خودم ...جایی هست در آغوشت ؟!
صدای آرامش
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:40
در دنیا هیچ چیزی به اندازه ی صدای باران و صدای سوختن هیزم آرامم نمی کند ...این روزها به این آرامش محتاجم.
گاهی و فقط گاهی
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:40
گاهی دوست دارم مثل باران باشم گاهی مثل اردیبهشت گاهی مثل موج های سرد و سنگین دریا گاهی مثل پاییز و صدای خش خش برگ ها گاهی فقط دوست دارم ، باشم .. ساده مثل خودم!!
این آدم ها
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:40
این آدم ها زمین به این بزرگی را در 82روز دور می زنند!ما که دیگر جای خود داریم!!
!!!
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:40
سکوت سردم را باور کن ، من فقط نفس می کشم تا به جای مرده ها خاکم نکنن.